آلزایمر
-
تاریخ: 1400/11/17 ساعت: 21:10
امروز تولـد ۱۵ سالگیمـه ، اولین باره تورو میبیـنم بعد چند ماه ، چشمات همون دلیـل بغضـ بی دلیل چشمامهبا هم حرف میزنیم، تو از تفاوت های دوست داشتـني من ميگي و من از حـس خوبم به تو امروز تولُد ۱۶ سالگیمه ، تو از خانوم بودن من میگی و منـ از چشمات که نمیتونم ازشون دل بکنمـامروز تولد ۱۷ سالگیمه ، فهمیدم...
من دخترم!
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
من یک دخترم!!! بدان... حوای کسی نمیشوم که به هوای دیگری بروم! تنهایی ام راباکسی قسمت نمی کنم...که روزی تنهایم بگذارد... روح خداست که درمن دمیده شده واحساس نام گرفته... ارزان نمی فروشمش!!! دستهایم بالین کودک فردایم خواهدشد...بی حرمتش نمی کنم... وبه هرکس نمی سپارمش!!!! + نوشته شده در سه شنبه بیست و دو...
بهانه
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
میخواهی بروی؟ بهانه می خواهی؟ بگذاربهانه رادستت بدهم... برو... هرکس پرسید!بگو:لجوج بود،همیشه سرسختانه عاشق بود... بگو:فریادمی کرد،همه جافریادمی کردکه فقط مرامیخواهد... بگو:همیشه دروغ می گفت؛می گفت هرگزناراحتم نکردی... بگو:درگیربود؛همیشه درگیرافسون نگاهم بود... بگو:اونخواست؛نخواست کسی جزمن دردلش خانه...
سالها
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
سالها گذشت... سالهانارنج هاگل دادند؛این همه سال خاطره شد!اماتو... خاطراتت رابرای من جاگذاشتی ومن هنوزخاطراتت رابغض می کنم وبه انتظارم تابدانی امانت دارخوبی هستم... راستی... دنبال خاطراتت نمی آیی؟؟؟ + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:23 توسط asalbanoo |
روزگار
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
دوست داشتنت راپنهان کردم.... نه ازدست "تو"... ازترس روزگار؛روزگاری که همه ی دوست داشتن هایم راازمن گرفت...! + نوشته شده در شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 8:44 توسط asalbanoo |
بامن بمان...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
کنارت که هستم؛عمیق ترنفس میکشم... هوای باهم بودنمان رامیبلعم. ومبتلاترمیشوم... کنارم بمان... اگرمیخواهی "زنده" بمانم...! توهنوزباتمام نبودنت،تمام بودن منی... + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 15:8 توسط asalbanoo |
من ودنیا
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
من ودنیا هم دیگررارنگ میکنیم.... من بامدادسیاه ... دنیابامدادسفید من روزهای اونو اون موهای منو... "شاملو" + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:21 توسط asalbanoo |
...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
گرتن بدهی...دل ندهی کارخراب است چون خوردن نوشابه که درجام شراب است... گردل بدهی...تن ندهی بازخراب است این بارنه جام است ونه نوشابه...سراب است اینجابه توازعشق ووفاهیچ نگویند چون دغدغه ی مردم این شهرحجاب است تن رابدهی...دل ندهی فرق ندارد یک آیه بخوانند...گناه توثواب است ای کاش که دلقک شده بودم نه شاعر...
اینجا
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
:: :: هیس ساکت! :: :: :: :: فریادت رابی صداکن :: :: :: :: بغضت رانوش جان کن :: :: :: :: واشک هایت راپنهان کن :: :: :: اینجاهیچکس به فکردیگری نیست :: :: همه درتکاپوی خواسته های خویش هستند :: و... :: برای رسیدن به مرادشان،ازتوهم میگذرند :: شک نکن... + نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 12...
مدارانسانی
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
انسان هافرکانس همدیگرراپیدامیکنند. حتی ازفاصله های دور،ازانتهای افق های دورونزدیک. انگارجایی نوشته این هابایددریک مدارباشند؛یک روزی،یک جایی است که بایدباهم برخوردکنند... آنوقت؛میشوندهم شکل،مهرشان آکنده ازهم،حرفهایشان میشودآرامش. خنده شان،کلامشان مینشیندروی طاقچه دل. نباشنددلتنگ میشوی. هی مرورشان میک...